تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

در میان حجم کلمات وقتی گم شوی خودت می شوی کلمه
خودت می شوی توضیح
حتا نگاهت می شود کتاب کتاب حرف
این گم شدن را دوست دارم
این کلمه شدن را
که خدا به کلمه قسم خورده ست
آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۴/۰۸/۰۹
    81
  • ۹۴/۰۳/۲۰
    80
  • ۹۴/۰۳/۱۷
    79
  • ۹۴/۰۱/۲۴
    78
  • ۹۳/۱۲/۱۴
    77
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۳/۰۷/۱۵
    74
  • ۹۳/۰۶/۲۹
    73
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۲/۰۴/۲۰
    16
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۲/۰۳/۲۸
    12
  • ۹۱/۱۱/۱۰
    9
  • ۹۱/۱۰/۳۰
    6
  • ۹۱/۱۱/۰۳
    7
محبوب ترین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۲/۰۶/۲۰
    34
  • ۹۲/۰۵/۰۶
    28
  • ۹۲/۰۹/۲۵
    43
  • ۹۲/۰۶/۰۴
    33
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۲/۰۳/۲۸
    12

۱۲ مطلب با موضوع «مذهبی» ثبت شده است

77

برای خیلی ها خیلی جالب است وقتی میگویم تصمیم گرفته ام برای ارشد درس بخوانم.
همه انگار که بگویم قرار است بچه ام را بگذارم سر راه  نگاهم میکنند.
همان هایی که به دست بچه های سه چهار ساله شان تبلت و فبلت می دهند تا دو دقیقه بیشتر بتوانند توی وایبر و لاین و کجا و کجا وقت بگذرانند.


درس خواندن یک مادر ضررش از وایبر بازی یک مادر بیشتر است؟
اینکه کودک من در سن یادگیری کتاب دست مادرش ببیند و تلاش مادرش برای بالا بردن سطح سواد خودش را ببیند بدتر از دیدن گوشی و تبلت و دائم تایپ کردن حرف های بیهوده ست؟


_____________________


امشب به رسم شب های کشیک شب آقای همسر با آیه تنها بودیم.
برای دخترم شعر می خواندم و او گوش میداد.


رود خوانی میکردیم.

ایام فاطمیه برایش  کشتی پهلو گرفته را بلند بلند می خوانم و گوش میکند. میان تلاش هایش برای قلت زدن به پهلو...






۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۳۵
مهدیه جاهد

46

نمی دانم چرا خیلی ها هی اصرار دارند مراسمات زیبای ایرانی را مقابل مذهب قرار دهند

نمی دانم چرا این آدم ها نمی توانند تعادل برقرار کنند و ارتباط بین خیلی چیز های خوب

کارشان شده که فقط اخم هایشان را بکشند توی هم و هی بگویند فلان چیز بد است و فلان چیز که _ما می گوییم_ خوب

بعد هم دستشان را بکشند به محانشان شادی هم پر چادرشان و م ی آدم ها را شمر و یزید و ابن ملجم کنند

بترسید از روزی که در محضر خدا بخاطر تلاش برای گرفتن مقام خدا دستگیرشوید...!




یلدا

دیشب

جای همه خالی :)

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۲ ، ۱۴:۳۲
مهدیه جاهد

44

ضمیر متصل غایب

ضمیر همیشه


رسیده اند به جدت

مسافران همیشه

-----------


دل هایی که حالا راهی دیارت می شوند

می روند


قدم به قدم نزدیکت می شوند

تا چهل روز دوری ت را به خواهرت سر سلامتی دهند


و ما

چاره نداریم

جز

بوسه زدن به قدم هایشان


شاید روزی ما هم

بوسه زنان بر خاکت

 بیاییم...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۲ ، ۲۳:۲۵
مهدیه جاهد

برای شهر ترانه ای می خوانی و رد می شوی


اما من

مست و مستور

به دنبال توام


به اواز دشت ها که می رسی

اواره شده ام

و بین کوه ها و جابه جایی قاره ها

میان دریاها

و مرجان ها و گودال های پر آب

به دنبال تو


تو می خوانی و من

در من

در تو

در انعکاس تو

به دنبال تو ام

تو می خوانی

و

من

حالا دارم می خوانم


از اولین کلمه!



______________________________________

بعضی وقت ها خودم می دانم

آنقدر گنگ می نویسم

که مجبورم نامی بگذارم تا شاید اندکی مفهوم منتقل شود!


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۲ ، ۰۵:۵۷
مهدیه جاهد

28


تقدیرم
گره بخورد
با مقدر تو

این شب ها...
۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۲۲
مهدیه جاهد

27



می دانستی خدای عاشقِ رفیق بازی و مهمان و مهمان بازی؟

می دانستی 27 سال عمرم را به تو بدهکارم؟

27 سال که نمی دانم بابت بطالت کدام سالش بیشتر باید سکوت کنم ؟



پ.ن: این خودِ خودِ نشانه که شماره مطلب هم 27 بود

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۵۸
مهدیه جاهد

26



خسته شدم از بس گفتم حجاب یک چیز عمومی ست

هر کسی اگر میخواهد اداب اجتماعیش را به جا بیاورد و فرهنگ جامعه نشینی اش را ,موظف به رعایت و برقراری امنیت هم جامعه ای هایش است

خسته شدم از بس گفتم

برادر من , شوهر من,  پدر من , مرد خانواده من و بغل دستی ام و آن وری و این وری ام  توی این همه زن و مرد رنگ و وارنگ و بی فرهنگ امنیت می خواهند

خسته شدم از بس گفتم  مرد های ما  هر چقدر هم که راندن دینشان عالی باشد و دست فرمان مادرزاد باشند بلخره بین این همه راننده ناشی یک از خدا بی خبری می اید و زارپ از سر بی تجربه گی و ناشی گری می کوبد بهش

بعد انجا جواب مصدومیتش را چه کسی می دهد؟

حالم بهم خورد از بس شنیدم اینقدر حجاب را زوری نکنید ما را از دین زده می کنید

باشد قرار نیست و موافق نیستیم که با چماق و زور چادر سرتان کنند یا با حجابتان کنند

اصلن خسته تر از آن هم هستیم که حوصله کنیم این حرف ها را توی کله تان فرو کنیم

نه اینکه نخواهیم چرا

تا اخر عمرمان هم شده منطق جور مینیم و مثال کنارهم می چینیم برای حجاب


اما

یادتان باشد حالمان بهم خورده از این حرف که ما را از دین زده کردید

اصلن به درک که از دین زده شده اید

نه این که شما دین را نخواهید

که دین دیگر شما ا نمی خواهد

مطمئن باشید دین حس دارد

روح دارد

حق انتخاب دارد

او شما را انتخاب نکرده

او نخواسته

صاحبش نخواسته شما در امان باشید

ولتان کرده توی هزار جور زخم و درد و سم و اسید


اصلن دین به شماهایی نیاز ندارد

اما

این را هم یادتان باشد

تمام قوانین امنیتی این مملکت بر اساس دین و برای دیدنداران است

اگر هر اتفاقی برایتان افتاد

شمایی که از دین زده شده اید

حق ندارید مطالبات قوانین دینی برای دفاع از خودتان را داشته باشید

شما به زدگی تان برسید!

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۹ تیر ۹۲ ، ۰۳:۲۳
مهدیه جاهد

23


خدا یا
تو شاهدی که توی این ماه عزیزت
ما هی تلاش می کنیم الف بین قلوب باشیم
اما
خیلی هایت فی قلوبهم مرض هستند
چه کنیم با این ها ؟/؟
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۲ ، ۰۲:۰۱
مهدیه جاهد

16


چند روز پیش با یکی از علما بحث سر این بود که چرا مشاور ها به مرد متاهلی که عاشق یک دختر خانم شده مشاوره غلط می دهند
و قبل از اینکه ریشه یابی کنند
توی پرانتز( ریشه یابی یعنی بپرسند اصلن تو برای چه با این خانم دوست شدی؟
آیا همسرت از نظر روحی به تو نمی رسید؟
آیا همسرت از نظر جنسی به تو نمی رسید؟
آیا همسرت از نظر مالی تو را در تنگنا قرار داده بود؟ ) پرانتز بسته
صاف رفته و به او حرف های نامربوط زده که باعث شده روحیه این آقای متاهل و آن دختر خانم پاک بهم ریخته شود!!!

وقتی هم معترضشان شدم که این حرف ها همه بهانه ست و مگر زن و مرد قدیم تحت هر شرایطی با هم سر نمی کردند؟ کی و کجا دیده شده که مردی بخاطر این که زنش مثل زنهای تو ی خیابان جاذبه جنسی نداشته سراغ دیگران می رفته و یا اگر می رفته این قدر وقیحانه و جانبدارانه و محقانه می رفته و این قدر واضح ؟کلن این جور آدم ها دنبال بهانه ی کار زشت خودشان هستند و شما مشاور ها خوب بهانه ای دستشان داده اید و  از این دست حرفا
توی روی ما گفتند که مشکل شما خانم ها این است که چند همسری را قبول ندارید...!!!
گفتم چند همسری اسلام برای این است که فحشا برچیده شود و هزار و یک دلیل  پوشانیدن گناه نه اینکه با این بهانه های واحی باعث شود هر کس هرکاری دلش می خواهد بکند و اساسن کانون خانواده را با تمام قوا ببرد زیر صفر
ضمن این که فرهنگ ایرانی این اجازه را به مرد و این توان را به زن نمی دهد که زن دیگری را شریک شود با مردش
تازه چند همسری
یعنی زن محرم زن عقدی
نه این که شما به این بهانه که زنم از نظر روحی یا هرچیزی دیگر به من نمی رسد من مجازم هر گناهی ( بخوانید غلطی) انجام دهم ( بخوانید بخورم)!!
جناب حاج آقا فرمودند
شما به همان دلیل که گفتم نمی فهمید و بهتر است بحث ادامه پیدا نکند


پ.ن:
1.نمی دانم من چه چیزی را نمی فهمم ! شما اگر فهمیدید بفرمایید
2. نمی دانم این اسلام آمده که برای خیلی ها معجزه کند
معجزه ی زیر ابی رفتن
معجزه ی بند و تبصره ی هرجور دلم می خواهد
معجزه ی برداشت شخصی
3. مثل برداشت ما!! از صحبت های آقا. من در آوردی و لج درآر
4. بعضی چیز ها را فقط حاج آقا ها می فهمند و بقیه مردم با هر سطح درکی از فهمیدن آن عاجز هستند.
خوش به حال حوزه علمیه
5. خیلی حرف های دیگری هم دارم که مانده توی گلویم
اما هم بیشتر عصبانی میشوم با نوشتنشان هم نوشته طولانی می شود
 و از آ ن جای که خودم حوصله طولانی خوانی را ندارم این توقع را هم از هیچ کس ندارم.


۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲ ۲۰ تیر ۹۲ ، ۲۲:۳۳
مهدیه جاهد

هیچ ایده ای ندارم  برای آمدنت
چه برسد به ماندنت
بدرد لای جرز می خورم انگار
از تمام تو فقط نامت را یاد گرفته ام که همیشه با فعل امر آمدن ترکیب شده بود
اما نمی فهمیدم این بیا چه انجام دادن هایی را در من الزام می کند...
حالا هنوز هم که هست
نمی دانم...
نمی فهمم..
اما تو به من نگاه نکن
تو کماکان به التماس های بیا بیا ی بی نقش و نگار من گوش کن
توی این دنیا
هستند بسیاری که می دانند تو نیامده
آنها باید چه کنند
 و وقتی بیایی !
و وقتی بمانی!
منتظرند...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۲ ، ۱۲:۴۹
مهدیه جاهد