تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

در میان حجم کلمات وقتی گم شوی خودت می شوی کلمه
خودت می شوی توضیح
حتا نگاهت می شود کتاب کتاب حرف
این گم شدن را دوست دارم
این کلمه شدن را
که خدا به کلمه قسم خورده ست
آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۴/۰۸/۰۹
    81
  • ۹۴/۰۳/۲۰
    80
  • ۹۴/۰۳/۱۷
    79
  • ۹۴/۰۱/۲۴
    78
  • ۹۳/۱۲/۱۴
    77
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۳/۰۷/۱۵
    74
  • ۹۳/۰۶/۲۹
    73
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۲/۰۴/۲۰
    16
  • ۹۲/۰۳/۲۸
    12
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۲/۰۶/۰۴
    33
  • ۹۱/۱۱/۱۰
    9
  • ۹۱/۱۰/۳۰
    6
محبوب ترین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۲/۰۶/۲۰
    34
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۲/۰۵/۰۶
    28
  • ۹۲/۰۳/۲۸
    12
  • ۹۲/۱۰/۱۵
    47
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۲/۰۶/۰۴
    33

۷ مطلب با موضوع «حضرت صاحب خانه» ثبت شده است

61

مدت ها بود منتظر بودم دوستانم  _ که اکثرشان هم غیر مشهدی هستند_ برایشان شرایط زیارت جور شودو بیایند تا به همین هوا من هم ببینمشان

و دلتنگی هایم رفع شود


حالا که چند تاییشان با هم امده اند

جوری گیر کردم و شرایطی دارم که خیلی سخت میتوانم با آنها وقت بگذرانم

اما خب

همینکه الان احساس میکنم همینجایند خودش خوب است


________________--__________________--______________--_____________--


دلم برای روزهای شلوغ حرم تنگ شده

روزهایی که حضور مهربان امام مهربانم را بیش از بیش حس میکردم



حرم لبریز زائرها
مسافرها
مجاورها
گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها
یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها
وحالا هرکدام آرام
زبان وا کرده در این ازدحام، آرام:
"ببین این دست پینه بسته را آقا
ببین این شانه های خسته را آقا
به بیخوابی دوچشم خویش را مجبور کردم من،
به زحمت پول مشهد آمدن را جور کردم من،
نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را
به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را"

یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت،
یکی بالای گلدسته اذان می گفت،
یکی بغض میان آه را می گفت،
یکی هم خستگی راه را می گفت،
جوان زایری در گریه هایش"آمدم ای شاه" را می گفت.

خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور ،
دلگیر حرم هستند،
همانهایی که جاماندند و حالا پاى تصویر حرم هستند.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۲۴
مهدیه جاهد

47

هنوز هستند  آدم هایی که شب بیست و هشت سفر بروند حرم

و با هر گروه از ادم ها که روضه وداع می خوانند بنشیند

گریه کند و نوحه بخواند

هنوز هستند

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۲ ، ۲۰:۴۴
مهدیه جاهد

یک وقت هم می بینی پرنده می شوی می پری می روی روی یکی از پشت بام ها می نشینی و این زائر هایش را تماشا میکنی

تماشایی اند

یک وقت فکر نکنید

این ها مردم عادی اند

نه این ها فرق دارند

تمام این ها را خودش قول داده بیاید به دیدارشان

می آید

آنجا که هیچ کس نمی آید...



حرم-گوهر شاد

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۱۲
مهدیه جاهد

34

تو هم سایه ای

سایه گستر


رضا جان!

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۲ ، ۰۱:۴۱
مهدیه جاهد

9

تا آدم ها دچارت نشوند

نمی فهمند

وقتی فکر تو در سر می پرد

همیشه صدای بال کبوتر ها

غوغایی میکند

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۱۰
مهدیه جاهد

ولی نعمت , تاج عالمین

توی این پست ها که می رسی بلند شو بایست مودب دست بگذار روی سینه ات رو به حریم و بارگاهش سلامی از ته دل بده و بنشین. مبادا وهم برت دارد توی این فقره نوشتن ها با کسی شوخی دارم.

این من از ان من های نایاب است. نون ندارد میم هم ندارد اما رضا دارد به قدرو قدرت حق.

سلام که دادی و از ته دل بود _ نه از روی هوای مریض و ملول خواسته هایت حکم بدان طلبیده می شوی تا جوابت را توی صحن و سرای خودش بگیری.

ما هم این جا مجاور حتا برای آمدن سلام دهندگان به اربابمان کمر به خدمت بسته.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۱ ، ۰۰:۰۰
مهدیه جاهد

هیچ چیز نداشته باشی فقط یکدانه امام رضا کافی ست


و خدا وند امام رضا را آفرید تا دل ها از غم مچاله نشود, نترکد...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۱ ، ۱۲:۵۷
مهدیه جاهد