تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

در میان حجم کلمات وقتی گم شوی خودت می شوی کلمه
خودت می شوی توضیح
حتا نگاهت می شود کتاب کتاب حرف
این گم شدن را دوست دارم
این کلمه شدن را
که خدا به کلمه قسم خورده ست
آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۴/۰۸/۰۹
    81
  • ۹۴/۰۳/۲۰
    80
  • ۹۴/۰۳/۱۷
    79
  • ۹۴/۰۱/۲۴
    78
  • ۹۳/۱۲/۱۴
    77
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۳/۰۷/۱۵
    74
  • ۹۳/۰۶/۲۹
    73
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۲/۰۴/۲۰
    16
  • ۹۲/۰۳/۲۸
    12
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۱/۱۱/۱۰
    9
  • ۹۱/۱۰/۳۰
    6
  • ۹۱/۱۱/۰۳
    7
محبوب ترین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۲/۰۶/۲۰
    34
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۱/۱۰/۳۰
    6
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۱/۱۱/۱۰
    9
  • ۹۲/۱۰/۱۵
    47
  • ۹۲/۰۵/۰۶
    28

۶ مطلب با موضوع «از هر دری :: نق سخت» ثبت شده است

58


خیلی دلم میخواهد توی یک محیط عمومی تر مثل پلاس یا فیس بوک بنویسم این عرب های بی غیرت
این عرب های ترسو این مرد های عربی که پناه برده اند به پناهگاهها
که هی می آیند جلوی دوربین و مصاحبه میکنند که ما بدبختیم و زیر بمب و موشکیم
خیلی دلم میخواهد بنویسم بجای این بروید بجنگید بروید خودتان را بی اندازید جلوی گلوله که به بچه هایتان نخورد!

ولی هی تقیه میکنم
آخرش طاقت نیاوردم توی این جای خصوصی نوشتم!


یک دستِ تو گل، دست دگر سنگ، بشوران
آن خوی اَشِدّائیِ قوم ِرُحَما را
روزی برسد باز مگر دخترِ غزّه
در باد به رقص آورد آن زلف رها را
علی فردوسی
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۳ ، ۰۳:۲۳
مهدیه جاهد

48



یکم- خب دیگر الان بچه های دهه هفتادی و هشتادی و حتا نودی !! درک میکنند چرا ما دهه شصتی ها

هی می گوییم ما نسل سوخته ایم؟
یک بار که توی صف سبد کالای آقای تدبیر بایستند و له شوند می فهمند :)


دوم:الحمدلله والمنه سبد کالای دولت "تحقیر و قپی" به ما تعلق نگرفت!

دولت برنج هندی...


سوم:کارمان به جایی رسیده توی این سرما که وقتی در یخچال را باز میکنیم هرم گرما می زند توی صورتمان

بس که تمام اتاق ها فریزرند!


چهارم: ما و کنار آمدن با زمستان...معلوم می شود کرسی ماست؟


۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۰۴
مهدیه جاهد

43


مثل آدم هایی که تکنولوژی حالشان را به هم زده ست و می خواهند روی بیاورند به غار نشینی
این جامعه های مجازی هم حالمان را به هم زده ست و می خواهم برگردم به وبلاگ نویسی

ذوق هفتگی فکر کردن به یک موضوع و انتظار شیرین باز کردن صفحه مدیریت و دیدن چند تا کامنت.
رفتن توی وبلاگ دوستان و خواندن نوشته ها و افکار شان
و انس گرفتن به قلمشان بدون این که بدانی چه کسی پشت آن قلم است
کامنت دادن به نوشته به موضوع به محتوا
نه به شخص و
به شوخی و به چت و به چقدر حال کردن با طرف

همان وبلاگ نویسی خودمان می ارزد به هزار تا لایک و پلاسی که معلوم نیست روی چه حسابی می خورد به نوشته ات.
توی این جامعه های مجازی که حتا قلمت را هم می فرساید چه برسد به روحت!

_________________________
باید شروع کنم به آب و جارو کردن وبلاگم

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۲ ، ۲۳:۰۷
مهدیه جاهد

16


چند روز پیش با یکی از علما بحث سر این بود که چرا مشاور ها به مرد متاهلی که عاشق یک دختر خانم شده مشاوره غلط می دهند
و قبل از اینکه ریشه یابی کنند
توی پرانتز( ریشه یابی یعنی بپرسند اصلن تو برای چه با این خانم دوست شدی؟
آیا همسرت از نظر روحی به تو نمی رسید؟
آیا همسرت از نظر جنسی به تو نمی رسید؟
آیا همسرت از نظر مالی تو را در تنگنا قرار داده بود؟ ) پرانتز بسته
صاف رفته و به او حرف های نامربوط زده که باعث شده روحیه این آقای متاهل و آن دختر خانم پاک بهم ریخته شود!!!

وقتی هم معترضشان شدم که این حرف ها همه بهانه ست و مگر زن و مرد قدیم تحت هر شرایطی با هم سر نمی کردند؟ کی و کجا دیده شده که مردی بخاطر این که زنش مثل زنهای تو ی خیابان جاذبه جنسی نداشته سراغ دیگران می رفته و یا اگر می رفته این قدر وقیحانه و جانبدارانه و محقانه می رفته و این قدر واضح ؟کلن این جور آدم ها دنبال بهانه ی کار زشت خودشان هستند و شما مشاور ها خوب بهانه ای دستشان داده اید و  از این دست حرفا
توی روی ما گفتند که مشکل شما خانم ها این است که چند همسری را قبول ندارید...!!!
گفتم چند همسری اسلام برای این است که فحشا برچیده شود و هزار و یک دلیل  پوشانیدن گناه نه اینکه با این بهانه های واحی باعث شود هر کس هرکاری دلش می خواهد بکند و اساسن کانون خانواده را با تمام قوا ببرد زیر صفر
ضمن این که فرهنگ ایرانی این اجازه را به مرد و این توان را به زن نمی دهد که زن دیگری را شریک شود با مردش
تازه چند همسری
یعنی زن محرم زن عقدی
نه این که شما به این بهانه که زنم از نظر روحی یا هرچیزی دیگر به من نمی رسد من مجازم هر گناهی ( بخوانید غلطی) انجام دهم ( بخوانید بخورم)!!
جناب حاج آقا فرمودند
شما به همان دلیل که گفتم نمی فهمید و بهتر است بحث ادامه پیدا نکند


پ.ن:
1.نمی دانم من چه چیزی را نمی فهمم ! شما اگر فهمیدید بفرمایید
2. نمی دانم این اسلام آمده که برای خیلی ها معجزه کند
معجزه ی زیر ابی رفتن
معجزه ی بند و تبصره ی هرجور دلم می خواهد
معجزه ی برداشت شخصی
3. مثل برداشت ما!! از صحبت های آقا. من در آوردی و لج درآر
4. بعضی چیز ها را فقط حاج آقا ها می فهمند و بقیه مردم با هر سطح درکی از فهمیدن آن عاجز هستند.
خوش به حال حوزه علمیه
5. خیلی حرف های دیگری هم دارم که مانده توی گلویم
اما هم بیشتر عصبانی میشوم با نوشتنشان هم نوشته طولانی می شود
 و از آ ن جای که خودم حوصله طولانی خوانی را ندارم این توقع را هم از هیچ کس ندارم.


۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲ ۲۰ تیر ۹۲ ، ۲۲:۳۳
مهدیه جاهد

6

اون جنس ذکور هایی که زن هاشون رو مثل فاحشه های توی کاباره ها درست می کنن و میارن بیرون جلو چشم همه واقعن فکر کردن مردن؟
بابا حیوونای نرهم جفت ماده شونو از دسترس بقیه نرینه ها محافظت می کنن!

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۲:۱۸
مهدیه جاهد

2

جالب تر از همه هم این ست که اینجور آدم ها نه قبول می کنند اشتباه کرده اندو نه حرف درست دیگران را وقعی می نهند (اوهوع).

کم نیستند از این دست دورو اطرافم. وقت هایی که با حضرت " آیدی حقیقی" راجع بهشان گفتمان ( بخوانید غیبت) می کنم پیشنهاد اصلحش این است که سکوت باید کرد در برابر اینجور آدم ها اما پایش که می افتدخودش سکوت نمی کند و به قول یکی از همان جور آدم ها عمامه به دندان می پرد روی منبر. _البته آیدی حقیقی ما آخوند نیست گرچه "من جانش" اخوند زاده ست اما هیچکس نمی داند حتا خودش_

از یک طرف جواب ندادن بهشان اینجور غیبت کردن ها _ بخوانید درد دل_ را می اورد و از یک طرف جواب دادن برگزاری مجلس ختم ِ شانیت و ابهت و تشخصت را.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۱ ، ۲۳:۵۳
مهدیه جاهد