تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

تا صبح تابناک اهورایی

دل نوشته گاه کمی خصوصی تَرَک

در میان حجم کلمات وقتی گم شوی خودت می شوی کلمه
خودت می شوی توضیح
حتا نگاهت می شود کتاب کتاب حرف
این گم شدن را دوست دارم
این کلمه شدن را
که خدا به کلمه قسم خورده ست
آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۴/۰۸/۰۹
    81
  • ۹۴/۰۳/۲۰
    80
  • ۹۴/۰۳/۱۷
    79
  • ۹۴/۰۱/۲۴
    78
  • ۹۳/۱۲/۱۴
    77
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۳/۰۷/۱۵
    74
  • ۹۳/۰۶/۲۹
    73
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۲/۰۴/۲۰
    16
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۲/۰۳/۲۸
    12
  • ۹۱/۱۱/۱۰
    9
  • ۹۱/۱۰/۳۰
    6
  • ۹۱/۱۱/۰۳
    7
محبوب ترین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۱۸
    10
  • ۹۳/۰۸/۲۰
    75
  • ۹۲/۰۶/۲۰
    34
  • ۹۳/۰۹/۰۵
    76
  • ۹۲/۱۰/۱۵
    47
  • ۹۲/۰۶/۰۴
    33
  • ۹۱/۱۰/۳۰
    6
  • ۹۵/۱۱/۱۷
    82
  • ۹۲/۰۹/۲۵
    43
۰۹ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۶

81

یک وقتهایی هم می شد که حوصله نداشتم. حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز را

تنها کاری که دلم میخواست بکنم این بود که روی زانوهای مامانم سرم را بگذارم دراز بکشم و از دنبال کردن سر انگشت های مامانم توی موهایم حظ ببرم.


حالا آیه وقتهایی که بی حوصله ست سرش را می اندازد روی زانوهایم و به نامعلومی خیره می شود.



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۰۹
مهدیه جاهد

نظرات  (۲)

جاااانم دخترکم .... 
سلام علیکم. من که کوچیک بودم همیشه خدا دستم توی موهای خواهرم بود و هم دستم به موهاشون می‌خورد، خوابم می‌برد. اصابت انگشت‌ها به موها معجزه می‌کنه.)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">